آموزش عالی و مسأله پژوهش
بسمه تعالی
آموزش عالی و مسأله پژوهش
تحقیق و پژوهش از جمله ارکان کلیدی و بنیادین نظام آموزش عالی است. زیرا اساس توسعه یک کشور و تعالی فزاینده دانشگاههای آن مبتنی بر تعریف، طراحی و انجام تحقیقاتی دقیق و ارزشمند است. لذا، امروز اهمیت پژوهش بر ذهن و دهان هر دانشجو، استاد و مدیری نقش بربسته و اگر کسی سخن از انکار آن مطرح کند، مورد انتقاد قرار میگیرد. اما با اینوجود، مثل هر حوزه دیگری با مسایل و مشکلات گوناگونی مواجه است که شناخت و تحلیل آنها میتواند در توسعه مطلوب آن نقش ویژهای ایفا کند.
در این راستا، یک شتاب و تعجیل بیهوده میان دانشجویان و اساتید در انجام تحقیقات و نگارش مقالات علمی- پژوهشی بهمنظور پیمودن سریع پلههای ترقی و کسب سطوح بالاتر تحصیلات تکمیلی و رتبههای علمی شکل گرفته است. اما متأسفانه برخی دانشجویان نسبت به ماهیت حقیقی تحقیق شناخت کامل و جامعی ندارند. و فاجعه هنگامی بیشتر میشود که دانشجویی بهعنوان مثال به «بررسی رابطه میان مولفههای خودراهبری و مدیریت دانش فردی مدیران» میپردازد. در حالی که آشنایی اندکی نسبت به این دو مولفه دارد. اندیشمندان و پژوهشگران مختلف تعاریف گوناگونی در خصوص این مولفه و ابعاد و عناصر آن مطرح نمودهاند. اما دانشجو پیش از آنکه تعریف و تبیین خود را روشن نماید؛ پیش از آنکه مطالعهای عمیق، دقیق و جامع پیرامون تکتک آنها داشته باشد؛ و قبل از آنکه به تعریف و طبقهبندی موردنظر خویش دست یابد، بلافاصله و به سرعت به بررسی رابطه یا تأثیر این دو متغیر میپردازد. شناخت جامع نسبت به آنها با رجوع به چند تعریف و توضیح از میان صاحبنظران حاصل نمیگردد، بلکه پژوهشگر باید عمر و تلاش خود را معطوف به بررسی آنها نماید.
در نهایت، پژوهشگر به مدد تحلیلهای آماری به این نتیجه میرسد که خودراهبری و مدیریت دانش فردی دارای رابطه معناداری هستند و یا یک از آنها تأثیر معناداری بر دیگری دارد. این بنا به نظر حقیر، دانشجویی که عمر زیادی از تحصیل و تجربه علمی و حرفهایاش نمیگذرد، نتیجهای به شدت گزاف است. هر چند متخصصان آماری به توجیه این نکته میپردازند که معناداری یک سوال یا فرضیه دلیل بر پذیرش قطعی آن نیست.
از نگاهی عمیقتر، از منظر فلسفه این سوال موردتوجه است که اساساً آیا خودراهبری وجود دارد؟ آیا بهواقع میتوان به امری در میان انسانها به عنوان خودراهبری قائل بود؟ پاسخگویی به این سوالات بنیادین، شروع شکلگیری بسیاری از سوالات عمیقتر و به تبع تحقیقات ارزشمند و دقیقتر است. اما بسیاری این اندیشه را به کناری مینهند و بهسراغ بررسی رابطه و تأثیر انواع متغیرها و یا انجام تحقیقات دادهبنیاد[1] براساس روابط محدود علت و معلولی میپردازند.
این مسأله گوشهای از معضلات و آسیبهای پژوهش در جامعه علمی کشور است و در این میان مسایل و موضوعات گستردهتری نیز دخیل هستند که در این مجال فرصت بررسی آنها نیست. اینگونه تحقیقات در راستای نیل به دانشآفرینی و تولید علم یقیناً باید موردبازنگری و اصلاح مستمر قرار گیرند. و به همین جهت تلاش اساتید و دانشجویان نیز با وجود همه اشتباهات و نقصها، اصلاح و بهبود مستمر این موارد خواهد بود. لذا، انجام پژوهش کار هر دانشجویی نیست، بلکه دانشجو باید دارای دانش، مهارت و تواناییهای ویژه و حداقلی لازم باشد. و برای اینمنظور، باید از منظر روششناسی و علم موردمطالعه تربیت موردنیاز را فراگیرد. از اینرو، توسعه این امر نیازمند بازنگری و طراحی نگرشها و اقدامات بنیادین پژوهشی است.