بسمه تعالی

 

 

ضرورتی مغفول در تربیت شهروند جهانی[1]

 

 

 

 

جهانی‌سازی و جهانی‌شدن چالش‌ها و دگرگونی‌های خاص و متفاوتی را برای نظام‌ها، ملت‌ها و افراد ایجاد نموده است که تعامل متناسب با این شرایط نیازمند مهارت‌ها و شایستگی‌های خاصی است. از همین‌رو، مفهوم شهروند جهانی اهمیت فزاینده‌تری یافته است. شهروند جهانی فراتر از محله، شهر و کشور خود، بایستی پایش دقیق و مطلوبی از محیط بین‌المللی داشته باشد و براساس آن به کنش‌های تعاملی متناسب بپردازد. کشاورز (1391) تصدیق می‌کند که امروزه به‌واسطه «جهانی‌شدن»، سرنوشت تمامی افراد، سازمان‌ها و حکومت‌ها بیش از پیش به یکدیگر گره خورده و تأثیرات این فرایند بر تمامی حوزه‌های فعالیت بشری، غیرقابل انکار است.

پس، در تربیت شهروندی باید ظرفیت و چالش‌های جهانی را به‌خوبی نگریست، تا از طریق آن شهروندان جهانی شایسته‌ای را پرورش داد. چرا که تربیت شهروند جهانی، برای ایفای نقش در حوزه محلی و ملی نیز ضرورت دارد. فعالیت در محیط‌های مختلف دارای ارتباط و تأثیر متقابل هستند و به‌همین دلیل، تشخیص صحیح تعاملات پویا میان ابعاد محیطی مختلف برای اتخاذ تصمیم و کنش‌های متناسب حایزاهمیت است.

برای نمونه، لطف‌آبادی (1385) تصریح می‌کند که: آموزش و پرورش ایران اگر بخواهد به هویت ملی و نظام ارزشی کودکان، نوجوانان و جوانان اعتلا بخشد، باید آنان را برای زندگی در عصر جهانی‌شدن آماده کند. غفلت از این وظیفه مهم، نه تنها باعث فقر هویتی و محدودنگری جهان‌بینی گروه‌های وسیعی از دانش‌آموزان خواهد شد بلکه زمینه جذب بی‌رویه آنان به فرهنگ و سبک زندگی بیگانه را نیز فراهم خواهد آورد. او در ادامه این‌گونه توضیح می‌دهد که افراد جامعه باید یادبگیرند که به نحوی موثر در بهبود بخشیدن به امور گوناگون جامعه محلی و ملی و جهانی مشارکت کنند. تربیت شهروندان فعال و مسئول کمک بزرگی به پیشرفت فردی و اجتماعی و حفاظت از طبیعت و محیط زندگی است.

از همین‌رو، ویژگی‌ها و مهارت‌های مختلفی توسط اندیشمندان و صاحب‌نظران مطرح شده است. برای مثال، قلتاش، صالحی و میرزایی (1391) مولفه‌های ذیل را برای یک شهروند جهانی مطلوب مطرح می‌کنند: آگاهی و شناخت از عدالت و برابری، آگاهی و شناخت از تفاوت‌ها و تنوع، آگاهی و شناخت از جهانی‌شدن و ارتباط متقابل، آگاهی و شناخت از توسعه پایدار، آگاهی و شناخت از صلح، آرامش، تعارضات و کشمکش‌ها، توانایی برای انتقادی عمل نمودن، توانایی بحث و گفت‌وگو موثر و کارآمد، توانایی مبارزه با بی‌عدالتی و نابرابری، توانایی رعایت و احترام به انسان‌ها و سایر موجودات، توانایی برقراری همکاری و تعاون، احساس هویت و اعتماد به نفس، احساس همدلی و هم‌نوع بودن، علاقه و اشتیاق برای مبارزه با بی‌عدالتی و نابرابری، احترام و ارزش قائل شدن نسبت به تنوع و تفاوت‌ها، علاقه و احترام نسبت به محیط زیست و تعهد برای توسعه پایدار، اعتقاد به این که انسان‌ها متفاوتند و می‌توانند تغییر ایجاد کنند.

با وجود اهمیت جهانی مواردی چون، صلح، زندگی مسالمت‌آمیز، تعاون، احترام به انسان‌ها، حیوانات و گیاهان، محیط زیست و بسیاری موارد دیگر، شهروند جهانی نیازمند برخورداری از شناخت و توانایی‌های ویژه دیگری است که متأسفانه بسیاری از اهالی علم و دانش و فرهیختگی یا آن را به فراموشی سپرده‌اند و یا نگاهی کنایه‌آمیز به آن دارند. به نظر می‌رسد که بسیاری از اذهان و اندیشه‌ها علاقه و رغبتی برای پاک کردن بشریت از سرچشمه آلاینده و تباهی‌ساز سرنوشت شهروندان جهان ندارند. آن اندازه که از صلح در دنیای به‌اصطلاح متمدن امروز مطرح می‌شود، آیا نیم‌نگاهی به آیین یهودیت و سهیونیزم می‌شود.

البته شفیعی سروستانی (1392) به خوبی تصریح می‌کند که گفت‌وگو از بنی اسرائیل و یهود، الزاماً ناظر به شریعت موسوی و آیین حضرت کلیم‌الله، موسی نیست و این دو را نباید اشتباه گرفت. بنی‌اسرائیل حریص‌ترین مردم به دنیا و شدیدترین مردم در کینه‌ورزی علیه مومنان ادیان حقیقی بودند که احراز از آن‌ها واجب بود. این احراز در حقیقت، احراز از گذر در جاده‌ای بود که انسان را در مسیر و محور لعن و نفرین حضرت خداوندی و انبیا و اولیای الهی، از جمله پیامبران ادیان ابراهیمی قرار می‌داد؛ احراز از ضالین و مضلینی بود که اصرار در شرک‌ورزی و عناد و کین‌ورزی، آنان را مستحق لعنت ابدی خدا و رسول خدا ساخته بود. و در کمتر آیه‌ای از آیات قرآن کریم، این همه نشانه‌های تأکید و تأیید کنار هم قرار گرفته است. آن‌گاه که می‌فرماید:

«هر آینه می‌یابی یهود را دشمن‌ترین مردم برای مومنان، همانان که شرک ورزیدند» (مائده/82). (شفیعی، سروستانی، 1392، ص27).

او در ادامه چنین می‌نویسد: یهود آن هنگام که خود را ملعون و مطرود یافت و پوست ترکاند، از خود بیرون زد تا شریعت شیطانی را که جز اغواگری نبود، در میان جمله ساکنان ادیان و ملل منتشر کند تا بدین‌وسیله، از خداوند انتقام گرفته باشد. آن‌ها به جای توبه و انابه، عزم خود را برای انتقام از خداوند و فاسد کردن ادیان و به تباهی کشیدن انسان جزم کردند، همچون ابلیسی که سوگند خورده بود: «ای خداوند! به عزتت سوگند همه آن‌ها را گمراه خواهم کرد» (ص/82) (شفیعی، سروستانی، 1392، ص27). آنترمن (1385) نیز توضیح می‌دهد که تفکر برتری قوم یهود بر سایر اقوام به‌گونه‌ای در میان دانشمندان یهود گسترش یافت که برخی از آنان مانند یهودا هالوی می‌گوید: ساختار روحی قوم یهود با سایر مردم متفاوت است. هر فرد یهودی قدرت نبوت را به ارث برده و می‌تواند از فکر و خواست خداوند آگاه شود اما اقوام دیگر حتی اگر به آیین یهود درآیند، چنین قدرتی را به دست نخواهد آورد. این قدرت ابتدا به حضرت آدم و سپس به سلسله‌ای از برگزیدگان و سرانجام به همه افراد قوم بنی‌اسرائیل داده شده است. از این‌رو، آن‌ها می‌توانند رابطه‌ای ویژه با خدا برقرار کنند (نوری، 1391).

از این‌رو، اگر کسی یهودی را بکشد به بدترین وجه مجازات می‌شود؛ اما اگر یک یهودی فردی غیریهودی را بکشد تنها نزد خداوند گناهکار است! اما مجازات نمی‌شود! همچنین نجات یک یهودی از مرگ واجب است در حالی که نجات غیریهودی از مرگ حرام است. حتی بر یک پزشک یهودی واجب دانسته شده که غیریهودی را معالجه نکند. همین‌طور در مورد زنا، اگر یک یهودی با غیریهودی زنا کند مثل آن است که با حیوانی زنا کرده است و مشمول عقوبت مرگ نمی‌شود در حالی‌که آن زن غیریهودی باید اعدام شود (شاحاک، 2008، نقل‌شده از شاکر، 1391).

قرآن رذائل مختلفی را به قوم یهود نسبت داده است که شاکر (1391) نمونه‌ای از آن‌ها را در ذیل توضیح داده است:

1- دنیاطلبی: دنیاطلبی یهود باعث شده که هیچ‌گاه، به حق خود قانع نباشند و به‌طور دائم به جمع اموال و ثروت، ولو با غصب اموال دیگران، بپردازند همین امر، ان‌ها را به رباخواری و خوردن اموال مردم واداشته است (مائده/42، 62، 63؛ نساء/161).

2- پیمان‌شکنی: قرآن بیان می‌کند که از بنی‌اسرائیل پیمان گرفته شده بود که 1) جز خدا را نپرستند؛ 2) به پدر و مادر، خویشان، یتیمان و مستمندان نیکی کنند؛ 3) با مردم، نیک‌سخن باشند؛ 4) نماز به پا دارند؛ 5) زکات بدهند؛ اما جز اندکی از آنان، بقیه از این دستورات تخطی کردند (بقره/83).

3- اهانت به خداوند و تمسخر آیات الهی: وقتی آیاتی نازل شد که مردم را دعوت به انفاق در راه خدا کرد، یهودیان گفتند که خدا فقیر است و ما بی‌نیاز هستیم (آل عمران/181) و یا گفتند که دست خدا بسته است (مائده/64).

4- دشمنی با جبرئیل: یهودیان با این بهانه به پیامبر (ص) ایمان نمی‌آوردند که با جبرئیل که آورنده وحی است دشمن هستند. قرآن به پیامبر (ص) می‌گوید: بگو کسی که دشمن جبرئیل است [در واقع دشمن خداست]؛ چرا که او تنها با اذن خا=داست که فرآن را بر قلب تو نازل می‌کند- قرآنی که تصدیق‌کننده تورات نیز هست (بقره/98-97).

5- کشتن پیامبران و صالحان و مخالفت با آنان: برخورد یهودیان با حضرت موسی و نافرمانی‌های متعدد آن‌ها و نیز بهانه‌گیری‌هایشان به‌طور فراوان در قرآن و نیز کتاب مقدس خود یهودیان مورداشاره و تصریح قرار گرفته است. تلاش یهودیان برای کشتن حضرت عیسی و ادعای گزاف در مورد قتل ایشان (نساء/157) جزو افتخارات آن‌ها است، همچنین ایراد بهتان به مادر آن حضرت (نساء/156).

6- نادیده گرفتن احکام الهی: نمونه بارز آن، عمل اصحاب سبت است که احکام مربوط به روز شنبه را مراعات نکردند. خداوند نیز با مسخشان به‌صورت بوزینه، آن‌ها را به شدت مجازات کرد (بقره/65؛ نساء/47؛ اعراف/166-163).

در نهایت، نتیجه‌گیری را باید از منظر شفیعی سروستانی (1392) این‌گونه به پایان رساند که یهود:

1-    معنی زندگی و هدف از بودن را عوض کرد و مردم را به تجدیدنظر در معنی و هدف ارائه‌شده در کتب آسمانی و آموزه‌های وحیانی ناب واداشت؛

2-    دنیا را در چشم مردم جلوه داد تا آن را امام خویش ساخته و به‌خاطرش از آخرت بگذرند؛

3-    سبک زندگی و نحوه بودن در زمین مردم را دیگرگون ساخت تا مطابق سنت‌های غیرالهی بنی‌اسرائیل در زمین مشی کنند؛

4-    نان مردم را فاسد و آن را آلوده به حرام و شبهه ساخت تا دیار البشری از نان حرام و ربا را که می‌توانست قلب را فاسد کند، بی‌نصیب نماند؛

5-    مرگ را از یاد مردم برد و از حیات پس از مرگ، جلوه خوفناک ارائه کرد تا همگی از آن گریزان شوند.

 

منابع:

شاکر، محمدکاظم (1391) تفسیر تاریخی از یهود براساس قرآن کریم، فصلنامه کتاب قیّم، 2(6): 29-7.

شفیعی سروستانی، اسماعیل (1392) لرزان و لغزان چون ژله (درآمدی بر سبک زندگی ما)، تهران: موعود عصر (عج).

قلتاش، عباس؛ صالحی، مسلم و میرزایی، حسن (1391) تحلیل محتوای برنامه درسی مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی ایران از منظر توجه به ویژگی‌های شهروند جهانی، پژوهش در برنامه‌ریزی درسی، 9(8): 131- 117.

کشاورز، یوسف (1391) جهانی‌شدن و ضرورت آموزش‌های شهروندی جهانی، مطالعات راهبردی جهانی‌شدن، 3(6).

لطف‌آبادی، حسین (1385) آموزش شهروندی ملی و جهانی همراه با تحکیم هویت و نظام ارزشی دانش‌آموزان، فصلنامه نوآوری‌های آموزشی، 5(17): 44- 11.

نوری، سلمان (1391) عوامل نجات در یهودیت و مسیحیت، مجله تخصصی انجمن کلام اسلامی، 3(2): 184-159.



[1]- این مقاله براساس برداشتی از مقاله «اقتضای هلاکت» شفیعی سروستانی (1392) شکل گرفت و تدوین یافت. برای مطالعه بیشتر به کتاب وی «لرزان و لغزان چون ژله» مراجعه نمایید.